سندرم اسمیت - لملی - اپیتز و یا Smith Lemli Opitz Syndrome = SLOS

سندرم اسمیت - لملی - اپیتز و یا Smith Lemli Opitz Syndrome = SLOS


این بیماری دومین اختلال شایع متابولیکی با شیوع 1 در 20 هزار تا 1 در 80 هزار در جوامع مختلف است که بصورت اتوزومال مغلوب به ارث می رسد. 

این بیماری اولین بار توسط سه متخصص اطفال به نام David Smith, Luc Lemli و Johan Opitz   در سال 1964 توصیف شد.

طیف مختلفی از بیماریها از یک عقب ماندگی ذهنی خفیف تا مشکلات رفتاری و مالفورماسیون های کشنده در این بچه ها دیده می شود. 

بیماران مبتلاء به این عارضه دچار عقب‌ماندگی شدید ذهنی، اختلال رشدی و مالتیپل آنومالی (از جمله میکروسفالی، مشخصات خاص در صورت، هایپواسپادیاس - (Hypospadias) یک نقص مادرزادی در پیشابراه (اغلب مردان) است که سوراخ خارجی پیشابراه قبل از گلنس و در سطح تحتانی پنیس قرار دارد - و پلی سین داکتیلی) می‌باشند. 

اختلالات فاشیال در این کودکان بصورت میکروناتیا (فک کوچک) و شکاف کام (Cleft palate) دیده می شود.



شیوع

بیشترین شیوع را در سفید پوست های اروپایی ، بخصوص در کشورهای مرکزی اروپا نظیر اسلواکی و جمهوری چک دیده می شود و شیوع آن در میان آفریقایی ها و آسیایی ها نادر است.

میزان مرگ و میر این جنین ها در داخل رحم بسیار بالاست.

نرخ فرکانس ناقلین آن در بعضی از جوامع مثل یهودیان اشکنازی 1 به 43 و در شمال اروپا 1 به 54 می باشد ولی با این نرخ بالای فرکانس بدلیل مرگ و میر بالای داخل رحمی این جنین ها (42 تا 88 درصد جنین های فوق در داخل فوت می کنند)، میزان شیوع نوزاد زنده متولد شده آن پایین است.


متابولیسم

بیماری مزبور ناشی از کمبود و یا فقدان آنزیم 7- دی هیدروکلسترول ردوکتاز در مسیر انتهایی سنتز کلسترول است. 

بطور کلی استروژن هایی موجود در خون به سه فرم دیده می شود:

1- استرادیول و یا  E2 که بیشترین و قوی ترین استروژن طبیعی بدن در مردان و زنان غیر باردار می باشد،

2-  بعد از آن استرون و یا ‏estrone (E1)‌‏ می باشد

3- استریول و یا  (‏E3‌‏) ‏estriol‏ 

طی بارداری ‏فرم استروژن غالب استریول و یا E3 می باشد که در ابتدا كلسترول (با منشاء خون مادر) در آدرنال جنين به پرگننولون و سپس به DHEA  و یا  DeHydroEpiandrosterone ‏ ‏تبديل مى ‏شود.

هورمون DHEA آنگاه در كبد جنين هيدروكسيله شده و به 16 ـ هيدروكسى DHEA تبديل مى ‏شود. 

تركيب اخير در جفت به استريول آزاد (که به آن استریول غیرکونژوگه و یا uncojugated Estriol = uE3) تبديل شده و قسمت اعظم آن وارد گردش خون مادر و قسمت اندکی از آن به گردش خون جنین بر مى ‏گردد. 

اين تركيب در كبد مادر با گلوكورونيد كونژوگه شده و از طريق كليه دفع مى ‏شود.








نیمه عمر ‏uE3‌‏ در خون مادر 20 تا 30 دقیقه بوده و در کبد جنین سریع به ‏conjugated E3‌‏ تبدیل می شود که سبب حلالیت ‏بیشتر آن در آب شده و دفع ادراری آن افزایش می یابد.‏

از آنجا که سطح کلسترول در جنین مبتلاء به سندرم SLO کاهش می‌یابد، بنابراین هورمون‌های استروئیدی با منشاء کلسترول از جمله استریول غیر کونژوگه نیز در سرم جنین و مادر کاهش می‌یابد. 


غربالگری و تشخیص دوران پری ناتال

از آنجائیکه سطح uE3  بعنوان یک مارکر از 4 مارکری است که در غربالگری سه ماهه دوم به نام کواد مارکر اندازه گیری می شود بنابراین می توان برای تعیین ریسک بیماری SLOS  از آن استفاده نمود.

سطح uE3 در خون مادران این بیماران در سه ماهه دوم بارداری بشدت پایین بوده و مالتیپل مدین (MoM) آن به کمتر از 0.21 می رسد.

این هورمون در سایر تریزومی ها هم کاهش می یابد که علت کاهش این هورمون در تریزومی ها، تولید ناکافی استروئیدهای 19 کربنه (بخصوص پرگننولون) در غده آدرنال جنین می باشد.

این هورمون از جمله هورمون‌های اندازه‌گیری شده در تست کوآد مارکر است و در نتیجه می‌توان از طریق اندازه‌گیری MoM اصلاح شدة آن و همچنین  MoMs اصلاح شدة 3 مارکر دیگر ریسک ابتلاء جنین به سندرم SLO را ارزیابی کرد. 

در این بیماران سطح AFP و BhCG نیز بین 24 تا 28 درصد کاهش می یابد.

تشخیص قطعی سندرم SLO از طریق اندازه‌گیری سطح پیش‌ساز کلسترول (7- دی‌هیدروکلسترول) در مایع آمنیوتیک و یا بررسی موتاسیون در ژن آنزیم فوق در سلولهای آمنیوسیت انجام می‌شود.


یافته های سونوگرافیک در دوران بارداری

انجام سونوگرافی نیز در این بیماران کمک زیادی به تشخیص این ناهنجاری مادرزادی می‌کند.

در سونوگرافی سه ماهه اول هم افزایش NT  مشاهده می شود که می تواند با:

- آژنزی کورپوس کولوسوم، 

- میکروسفالی، 

- هولوپروزنسفالی (به دنبال نقص در فرآیند دونیم شدن پروزنسفال (مغز قدامی در دوران جنینی)و تقسیم شدن آن به دو نیمکره ی مجزا ایجاد می شود. 

در نتیجه ی این اختلال، مغز ساختاری یک لوبه پیدا کرده و نقایص شدید ناحیه صورت و جمجمه رخ می دهد. 

در اکثر موارد هولوپروزنسفالی، نقایص به قدری شدید است که جنین مبتلا قبل از به دنیا آمدن می میرد . 

در موارد با شدت کمتر، بچه ها با تکامل طبیعی یا تقریبا طبیعی به دنیا می آیند ولی ممکن است با بدشکلی های ناحیه صورت از جمله در چشم ها، بینی یا لب بالا همراه باشد.

- ابهام جنسی (sexual ambiguity) با یک کاریوتایپ مردانه

- آژنزیز کلیه ها که منجر به اولیگوهیدرآمنیوس و یا آنیدروآمنیوس می شود.

مقالات مرتبط با سندرم اسمیت - لملی - اپیتز و یا Smith Lemli Opitz Syndrome = SLOS

غربالگری ترکیبی دو مرحله ای
در تست غربالگری، هدف از انجام تست، ارزيابی ريسک (احتمال) وجود بيماری يا يک وضعيت خاص است....
غربالگری سه ماهه دوم (بروز شده)
از رايج ترين روش هاى غربالگرى سندرم داون تست هاى كُوآد ماركِر است كه شامل اندازه گيرى چند محصول باردارى در خون مادر و مقايسه مقاد...
استریول غیر کونژوگه (unconjugated Estriol or uE3) و یا مارکر مرگ جنین
استروژن ها در رشد و حفظ فنوتیپ زنانه ، بلوغ سلولهای زایا (‏germ cells‏) و بارداری رل مهمی دارند....

پرسش و پاسخ